مبایعهنامه سند کتبی عقد بیع است و با قصد و رضا، اهلیت، موضوع معین و جهت مشروع، میان طرفین صحیح است. حضور شاهد یا بنگاه شرط صحت نیست، اما در ملک ثبتشده، اداره ثبت فقط مالک رسمی را میشناسد.
مبایعهنامه از نظر قانون مدنی چه قراردادی است؟
مبایعهنامه نام عرفی نوشتهای است که عقد بیع را ثبت میکند. ماده ۳۳۸ قانون مدنی بیع را «تملیک عین به عوض معلوم» تعریف کرده است. پس فروش منفعت یا حق، بیع به معنای قانونی نیست و مبایعهنامه باید درباره خود مال باشد، چه منقول مثل خودرو و چه غیرمنقول مثل آپارتمان.
طبق ماده ۳۳۹ قانون مدنی، پس از توافق فروشنده و خریدار بر مبیع و قیمت، بیع با ایجاب و قبول واقع میشود. نوشتن مبایعهنامه شرط وقوع بیع نیست و فقط آن را قابل اثبات میکند. اثر اصلی بیع را ماده ۳۶۲ قانون مدنی معین کرده است: به مجرد وقوع بیع، خریدار مالک مبیع و فروشنده مالک ثمن میشود. انتقال سند رسمی و تحویل ملک، تعهدهایی است که پس از این مالکیت باید اجرا شود.
چه شرایطی برای صحت مبایعهنامه لازم است؟
ماده ۱۹۰ قانون مدنی چهار شرط اساسی برای صحت هر معامله شمرده است: قصد و رضای طرفین، اهلیت طرفین، موضوع معین و مشروعیت جهت معامله. مبایعهنامه هم از همین قاعده بیرون نیست.
درباره اهلیت، ماده ۲۱۱ قانون مدنی میگوید متعاملین باید بالغ، عاقل و رشید باشند. قصد و رضا شرط جداگانهای است و جزو اهلیت شمرده نمیشود؛ ماده ۱۹۹ قانون مدنی رضایی را که در نتیجه اشتباه یا اکراه به دست آمده، موجب نفوذ معامله نمیداند. درباره موضوع، ماده ۲۱۶ قانون مدنی مبهم بودن مورد معامله را مجاز نمیداند، مگر در موارد خاصی که علم اجمالی کافی است. به همین دلیل، نشانی دقیق ملک، پلاک ثبتی یا مشخصات خودرو در مبایعهنامه فقط یک جزء تشریفاتی نیست.
حضور شاهد و بنگاه شرط صحت مبایعهنامه است؟
نه. هیچیک از شرایط ماده ۱۹۰ قانون مدنی به شاهد، بنگاه معاملات ملکی یا وکیل مربوط نمیشود. ماده ۱۰ قانون مدنی قراردادهای خصوصی را تا وقتی مخالف صریح قانون نباشند، میان طرفینشان نافذ میداند. مبایعهنامهای که دو طرف در خانه نوشتهاند، از نظر صحت با مبایعهنامه بنگاه فرقی ندارد.
تفاوت در اثبات است. مبایعهنامه عادی طبق ماده ۱۲۹۱ قانون مدنی وقتی اعتبار سند رسمی را پیدا میکند که طرف مقابل امضای خود را تصدیق کند یا در دادگاه ثابت شود که آن را امضا کرده است. شاهد و نسخه سوم در دست شخص ثالث، اثبات این امضا را آسانتر میکند، اما شرط اعتبار مبایعهنامه نیستند.
مبایعهنامه عادی ملک در برابر اداره ثبت چه اعتباری دارد؟
ماده ۲۲ قانون ثبت اسناد و املاک میگوید وقتی ملکی در دفتر املاک ثبت شد، دولت فقط کسی را مالک میشناسد که ملک به نام او ثبت شده یا انتقال به او در دفتر املاک ثبت شده است. ماده ۴۶ همان قانون ثبت معاملات راجع به املاک ثبتشده را اجباری کرده و ماده ۴۸ سند ثبتنشده در این موارد را در ادارات و محاکم «پذیرفتهنشده» اعلام کرده است.
رابطه این مواد با مبایعهنامه عادی از دیرباز محل بحث بوده است. در رویه، معمولاً دادگاهها مبایعهنامه عادی را مبنای دعوای الزام فروشنده به تنظیم سند رسمی قرار میدهند. قانونگذار در سالهای اخیر مقررات تازهای برای الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول هم وضع کرده است که اثر آن بر مبایعهنامههای عادی جدید باید با متن جاری همان مقررات سنجیده شود.
اسقاط همه خیارات در مبایعهنامه چه اثری دارد؟
ماده ۴۵۷ قانون مدنی هر بیع را لازم میداند، مگر آنکه یکی از خیارات در آن ثابت شود. ماده ۴۴۸ قانون مدنی اجازه داده است که سقوط تمام یا بعضی از خیارات ضمن عقد شرط شود. بند رایج «اسقاط کافه خیارات» در مبایعهنامهها از همین ماده میآید.
نتیجه این بند آن است که خریدار یا فروشنده بعداً به استناد غبن یا عیب نمیتواند معامله را یکطرفه فسخ کند. با این حال، اقاله به رضای دو طرف طبق ماده ۲۱۹ قانون مدنی همیشه ممکن است و دامنه دقیق اسقاط، به عبارت همان بند بستگی دارد.
فروش مال برای فرار از دین چه حکمی دارد؟
ماده ۲۱۸ قانون مدنی، به شکلی که در اصلاحیه ۱۳۷۰ آمده، معاملهای را که با قصد فرار از دین «به طور صوری» انجام شده، باطل میداند. شرط بطلان، صوری بودن معامله است؛ فروش واقعی مال، حتی اگر فروشنده بدهکار باشد، به صرف بدهی از نظر مدنی باطل نمیشود. اما طبق ماده ۲۱ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی ۱۳۹۳، انتقال مال با انگیزه فرار از دین، اگر باقیمانده اموال برای پرداخت دیون کافی نباشد، جرم است؛ انتقالگیرنده آگاه در حکم شریک جرم است و عین مال یا مثل یا قیمت آن از او گرفته میشود.
ماده ۲۱۸ مکرر قانون مدنی، که در همان اصلاحیه افزوده شده، راه پیشگیری را پیشبینی کرده است: اگر طلبکار با دادخواست و دلیل نشان دهد که مدیون قصد فروش اموال برای فرار از دین دارد، دادگاه میتواند به میزان بدهی قرار توقیف اموال او را صادر کند.
بابک خونساری، وکیل دادگستری؛ از سال ۱۳۸۲ در کانون وکلای مرکز عضویت دارد


