دادخواست قالب رسمی طرح دعوا در دادگاه حقوقی است: به فارسی، روی برگ چاپی مخصوص و با نکات معینی که قانون فهرست کرده است. درخواست قالبی سبکتر است که در امور غیرترافعی، مثل امور حسبی یا تأمین دلیل، حتی شفاهی هم پذیرفته میشود.
چرا شروع رسیدگی در دادگاه به دادخواست نیاز دارد؟
ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی میگوید هیچ دادگاهی به دعوایی رسیدگی نمیکند مگر اینکه شخص ذینفع یا نماینده او رسیدگی را طبق قانون درخواست کرده باشد. ماده ۴۸ همان قانون شکل این درخواست را در دعاوی معین کرده است: شروع رسیدگی «مستلزم تقدیم دادخواست» است و دادخواست به دفتر دادگاه صالح، و در جایی که دادگاه چند شعبه دارد، به دفتر شعبه اول تسلیم میشود.
دادخواست ابزار طرح «دعوا» است؛ یعنی جایی که خواهان چیزی را به ضرر خوانده از دادگاه میخواهد و دادگاه باید میان دو طرف داوری کند. طرف مقابل خواهان در دادخواست «خوانده» نام دارد، نه متهم یا مشتکیعنه؛ این اصطلاحات به شکایت کیفری تعلق دارند.
دادخواست باید چه نکاتی داشته باشد؟
ماده ۵۱ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر کرده است دادخواست به زبان فارسی و روی برگهای چاپی مخصوص نوشته شود و این نکات را داشته باشد:
- نام، نام خانوادگی، نام پدر، سن، اقامتگاه و حتیالامکان شغل خواهان، و اگر وکیل دادخواست را تقدیم میکند، مشخصات وکیل؛
- نام، نام خانوادگی، اقامتگاه و شغل خوانده؛
- تعیین خواسته و بهای آن، مگر آنکه تعیین بها ممکن نباشد یا خواسته مالی نباشد؛
- تعهدات و جهاتی که خواهان به موجب آن خود را مستحق مطالبه میداند؛
- آنچه خواهان از دادگاه میخواهد؛
- ادله و وسایل اثبات ادعا؛
- امضای دادخواستدهنده یا، در صورت عجز، اثر انگشت او.
ماده ۵۲ همان قانون اضافه کرده است که اگر یکی از طرفین عنوان قیم، متولی، وصی یا مدیر شرکت داشته باشد، این عنوان باید در دادخواست تصریح شود.
اگر دادخواست ناقص باشد، چه میشود؟
نقص دادخواست همیشه به رد فوری آن نمیانجامد. ماده ۵۳ قانون آیین دادرسی مدنی دو دسته نقص را فهرست کرده است که دفتر با وجود آنها دادخواست را میپذیرد ولی جریانش را متوقف میکند: پرداخت نشدن هزینه دادرسی، و رعایت نشدن بندهای ۲ تا ۶ ماده ۵۱.
طبق ماده ۵۴ همان قانون، مدیر دفتر ظرف دو روز نقص را کتباً به خواهان اطلاع میدهد و خواهان ده روز از ابلاغ فرصت دارد آن را رفع کند. اگر نکند، دادخواست با قرار مدیر دفتر رد میشود و این قرار ظرف ده روز در همان دادگاه قابل شکایت است.
استثنا در ماده ۵۶ آمده است: اگر خواهان یا محل اقامت او معلوم نباشد، مهلت رفع نقص داده نمیشود و دادخواست ظرف دو روز رد میشود.
درخواست در کجا جای دادخواست را میگیرد؟
درخواست در اموری به کار میرود که به معنای دقیق «دعوا» نیستند. ماده ۱ قانون امور حسبی این امور را اموری میداند که دادگاه درباره آنها تصمیم میگیرد «بدون اینکه رسیدگی به آنها متوقف بر وقوع اختلاف و منازعه» میان اشخاص باشد. ماده ۱۳ همان قانون اجازه داده است درخواست در امور حسبی کتبی یا زبانی باشد؛ درخواست زبانی صورتمجلس میشود و به امضای درخواستکننده میرسد.
چند نمونه از درخواستهایی که در قانون امور حسبی پیشبینی شده است:
- تصدیق انحصار وراثت، که طبق ماده ۳۶۰ با «درخواستنامه کتبی» به دادگاه داده میشود؛
- مهر و موم و تحریر ترکه؛
- تقسیم ترکه، که طبق ماده ۳۰۰ هر یک از ورثه میتواند از دادگاه بخواهد؛
- امور قیمومت و تعیین قیم.
تأمین دلیل هم در همین دسته است. ماده ۱۵۱ قانون آیین دادرسی مدنی درخواست تأمین دلیل را «چه کتبی یا شفاهی» پذیرفته و فقط سه جزء برایش لازم دانسته است: مشخصات درخواستکننده و طرف او، موضوع دعوا، و اوضاع و احوالی که درخواست را لازم کرده است.
اظهارنامه با دادخواست و درخواست چه فرقی دارد؟
اظهارنامه اصلاً به دادگاه برای رسیدگی داده نمیشود. ماده ۱۵۶ قانون آیین دادرسی مدنی آن را وسیلهای میداند که هر کس پیش از تقدیم دادخواست، حق خود را با آن از دیگری مطالبه کند یا اظهاراتش درباره معاملات و تعهدات را رسماً به طرف برساند. اظهارنامه را اداره ثبت اسناد و املاک یا دفاتر دادگاهها ابلاغ میکنند و نتیجه آن حکم دادگاه نیست.
بنابراین سه ابزار سه کارکرد دارند: اظهارنامه برای اعلام رسمی به طرف، درخواست برای امور غیرترافعی، و دادخواست برای طرح دعوا. اینکه یک خواسته مشخص در کدام قالب باید طرح شود، به نوع آن و به بررسی اسناد همان موضوع بستگی دارد.
نگارش: بابک خونساری، وکیل دادگستری، عضو کانون وکلای مرکز از ۱۳۸۲


