زن و شوهر میتوانند ضمن عقد نکاح هر شرطی بگذارند که خلاف مقتضای نکاح نباشد. شرط نامشروع، غیرمقدور یا بیفایده باطل است اما نکاح را باطل نمیکند. شرط خیار فسخ نکاح هم باطل است، جز درباره مهریه با مدت معین.
قاعده اصلی شروط ضمن عقد نکاح چیست؟
ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی به طرفین عقد ازدواج اجازه داده «هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد» ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگری بگذارند. همین ماده نمونهای هم آورده است: شرط وکالت زن در طلاق اگر شوهر همسر دیگری بگیرد، مدتی غایب شود، نفقه ندهد یا رفتاری داشته باشد که ادامه زندگی را غیرقابل تحمل کند.
نکاح در میان عقود جایگاه خاصی دارد. ماده ۱۱۲۰ قانون مدنی راههای انحلال نکاح را فسخ، طلاق و بذل مدت در عقد موقت دانسته و اقاله را در این فهرست نیاورده است. به همین دلیل، اراده طرفین در نکاح محدودتر از سایر قراردادهاست.
کدام شروط ضمن نکاح باطلاند ولی نکاح را باطل نمیکنند؟
ماده ۲۳۲ قانون مدنی سه دسته شرط را باطل اما غیرمفسد عقد میداند: شرطی که انجامش مقدور نیست، شرطی که نفع و فایدهای ندارد و شرط نامشروع. این قاعده عمومی در نکاح هم جاری است. در چنین فرضی شرط از اعتبار میافتد و نکاح به قوت خود باقی است.
قانون مدنی یک نمونه خاص هم در نکاح دارد. طبق ماده ۱۰۸۱ قانون مدنی، اگر شرط شود که در صورت نپرداختن مهر در مدت معین نکاح باطل باشد، نکاح و مهر صحیحاند و فقط شرط باطل است.
چه شرطی خود نکاح را هم باطل میکند؟
ماده ۲۳۳ قانون مدنی دو شرط را مبطل عقد میداند: شرط خلاف مقتضای عقد و شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود. در نکاح، شرطی که اساس رابطه زوجیت را نفی کند، خلاف مقتضای عقد است و به نظر میرسد هم شرط و هم نکاح را باطل کند.
درباره شرط مجهول، تفاوت نکاح دائم و موقت مهم است. در نکاح دائم، مهر رکن عقد نیست؛ ماده ۱۰۸۷ قانون مدنی نکاح بدون ذکر مهر را صحیح میداند. پس شرطی که فقط مهر را مبهم کند، به نظر میرسد نکاح دائم را باطل نمیکند. اما ماده ۱۰۹۵ قانون مدنی در نکاح موقت ذکر نکردن مهر را موجب بطلان میداند؛ بنابراین شرطی که مهر عقد موقت را مجهول کند، میتواند به خود عقد سرایت کند. ماده ۱۰۶۸ قانون مدنی هم تعلیق در عقد نکاح را موجب بطلان دانسته است.
میتوان در نکاح حق فسخ قراردادی گذاشت؟
خیر. ماده ۱۰۶۹ قانون مدنی شرط خیار فسخ را نسبت به عقد نکاح باطل میداند. همین ماده یک استثنا دارد: در نکاح دائم، شرط خیار نسبت به مهر جایز است، به شرطی که مدتش معین باشد. اگر این خیار اعمال شود، وضع مثل حالتی است که اصلاً مهری ذکر نشده باشد.
شرط صفت فرق دارد. طبق ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی، اگر در یکی از زوجین صفت خاصی شرط شده باشد و بعد از عقد معلوم شود آن صفت وجود نداشته، طرف دیگر حق فسخ دارد، چه آن صفت در عقد تصریح شده باشد و چه عقد با تبانی بر آن واقع شده باشد.
اگر شرط ضمن نکاح اجرا نشود، چه راهی وجود دارد؟
ماده ۲۳۴ قانون مدنی شروط صحیح را سه قسم میداند: صفت، نتیجه و فعل. در شرط فعل، طبق ماده ۲۳۷ قانون مدنی، کسی که ملتزم شده باید آن را انجام دهد و در صورت تخلف، طرف دیگر میتواند از دادگاه الزام به انجام شرط را بخواهد.
شرط نتیجه به خودی خود اثر میکند. طبق ماده ۲۳۶ قانون مدنی، اگر حصول نتیجه به سبب خاصی وابسته نباشد، با خود شرط محقق میشود. به همین دلیل وکالت زن در طلاق که بهصورت شرط ضمن عقد آمده، از زمان عقد برقرار است و اجرای آن به اثبات تحقق شرط در دادگاه بستگی دارد. تبصره ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی، اصلاحی ۱۳۸۱، هم تقاضای طلاق از سوی زن را با وجود شرایط ماده ۱۱۱۹ پذیرفته است.
طبق ماده ۴ قانون حمایت خانواده ۱۳۹۱، رسیدگی به دعاوی شروط ضمن عقد نکاح در صلاحیت دادگاه خانواده است.
شرط تنصیف دارایی در سند نکاح چه جایگاهی دارد؟
سندهای نکاح چاپی شروطی از پیش نوشتهشده دارند که امضای هر یک از آنها اختیاری است. یکی از مهمترین آنها شرط انتقال تا نصف دارایی شوهر به زن است، در صورتی که طلاق به درخواست زن نباشد و ناشی از تخلف زن از وظایف همسری هم نباشد. این شرط فقط وقتی الزامآور است که شوهر ذیل آن را امضا کرده باشد.
رابطه این شرط با اجرتالمثل ایام زوجیت محل بحث است. ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده دادگاه را موظف کرده با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج، تکلیف حقوق مالی زوجه، از جمله اجرتالمثل، را تعیین کند. اینکه اجرای شرط تنصیف و مطالبه اجرتالمثل با هم جمع میشوند یا یکی دیگری را کنار میگذارد، میان حقوقدانان و در رویه محل اختلاف است و قانون حمایت خانواده پاسخ صریحی به آن نداده است؛ اینکه در یک پرونده کدام مطالبه پذیرفته شود، به مفاد سند و اسناد همان پرونده بستگی دارد.
بابک خونساری، وکیل دادگستری — عضویت در کانون وکلای مرکز از سال ۱۳۸۲

